روحِ شناورِ غیرِسرگردان

آدمی با نوشتن شناور می شود گاهی

روحِ شناورِ غیرِسرگردان

آدمی با نوشتن شناور می شود گاهی

  • ۰
  • ۰

جشنواره-روز اول

خیلی طول کشید تا فرصت شود و من بنویسم از این تجربه مهم و گرانبها. مدون کردنش بیشتر...

خیلی از جزییات متاسفانه فراموشم شده بود اما سعی کردم تا جایی که در خاطرم هست روی کاغذ بیاید. تا جایی از حوصله خارج نشود بازخوانی‌اش.

تجربه نیروی داوطلب مترجم در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر که تقریبا ده روز به طول انجامید و من در پست‌های جداگانه هر روزش را منتشر می‌کنم:



روز اول، پنج شنبه سی فروردین:

روز اول من کمی دیر رسیدم. البته با خبر قبلی. قرار بود بروم مدرسه و بعد از ساعت 1 ظهر خودم را برسانم. از تارا خبر گرفتم با آرامشی که در صدایش هست، برایم وویس فرستاد که برنامه خاصی نیست و تازه داریم با هم هماهنگ می‌شویم. رسیدم و رضیِ سرگروه با متانت خاص خودش گفت که اگر می‌توانم بروم جلوی سالن یک بایستم. سالن1 بزرگترین سالن مجموعه چارسو با 330 نفر ظرفیت. هنوز کمی با دستگاه ویزی‌تیز مشکل دارم. هیچ‌کس نمی‌داند اول بلیت اولویت دارد برای اسکن یا کارت. هنوز تکلیف کارت‌های Guest معلوم نیست. اکران‌ها هنوز خلوت‌اند و این عدم یکپارچگی در اعمال قانون(اگر به ما ابلاغ شود) خیلی به چشم نمی‌آید. فعلا هرکس هر موقع بیاید وارد سالن می‌شود.

تا شب چندبار ابلاغیه‌ها تغییر می‌کنند. آقای مهاجرانی می‌آید طبقه هفت و برایمان توضیح می‌دهد که توضیحات قبلی را دور بریزیم و ازاین به بعد اولویت با کارت‌هاست. قرار است آدم‌هایی که به تماشای یک فیلم می‌نشینند را distinguish کنیم.

مقنعه با وجود سبکی زیادی بلند است و البته زیادی برای من تنگ! باید سرش را کمی بشکافم. قرار می‌شود پنج دقیقه پس از شروع اکران دیگر اجازه ورود به کسی را ندهیم. آقای میرکریمی تاکید می‌کند که همانند جشنواره‌های خارجی.

  • ۹۷/۰۳/۱۹
  • maral nourimand

جشنواره جهانی فیلم فجر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی